حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2293

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

گابىنيوس مأيوس شد ، به طرف بابل رفت و پس از شكست به خود ارد پناه برد ، ولى او بقول ژوستن ( كتاب 42 ، بند 4 ) منافع وطن را بر قرابت نزديك ترجيح داده برادر را ، از اينكه بروميها ملتجى شده بود ، خائن خواند و بعد حكم قتل او را داد . پس از آن سلطنت ارد بر تمامى ايران مسلم گرديد ( 56 - 55 ق . م ) بنابر آنچه ذكر شد ، سلطنت مهرداد سوّم از 60 تا 56 يا 55 ق . م بوده . او يكى از شاهان بد ايران است . در ابتداء مرتكب بزرگترين جنايت شده پدر را كشت . بعد بجان مردم افتاده باعث جنگ‌هاى درونى گرديد و بالاخره حيثيّت خود را از دست داده بر خلاف رويهء نياگان خود ، كه هيچگاه در مقابل سلوكيها و روميها فروتنى نشان نداده بودند ، بروميها پناه برد ، تا به نيروى آنها بر تخت نشيند و معلوم است ، كه اگر بهره‌مند ميگرديد ، دولت پارت مانند آن همه دول ديگر آسياى صغير تابع روميها ميشد . ممكن است بر له او گفته شود ، كه كردون را به ايران برگردانيد ، ولى اين كار خوب طرف مقايسه با كارهاى بد او نيست : نداشتن كردون براى ايران بمراتب بهتر از جنگ خانگى بود ، كه او ايجاد كرد و نزديك بود ، مملكت را تابع روم گرداند . كلّية بايد گفت ، كه بقدريكه وقايع دولت پارت در تاريخ ضبط شده ، اين اوّل دفعه‌ايست ، كه در خانواده اشكانى نزاع و جنگ بين دو برادر رويداده . تا اين زمان اعضاى خانواده اشكانى متّحد و متّفق بودند و حتّى ، چنان كه گذشت ، شاهى از نظر منافع و مصالح عمومى برادرش را بر پسرش ترجيح ميداد ( فرهاد اوّل ، كه مهرداد اوّل را جانشين خود قرار داد ) . جهت بايد از اينجا باشد : در ابتداى دولت پارت اشكانيان حس ميكردند ، كه دولت جوانشان هنوز ريشه ندوانيده و مراقبتى بسيار لازم دارد ، ولى از زمان مهرداد اوّل و دوّم ببعد ، كه دولت پارت دولتى بزرگ شد و حكومت و اقتدار اشكانيان محكم گرديد ، آنها نگرانىهاى سابق را فراموش كرده از اين زمان بجان يكديگر افتادند . پائين‌تر خواهيم ديد ،